![]() |
![]() |
|
| برگهای خارج از دفتر |
|
اردی بهشت تمام شد
و معجزه اتفاق افتاد...شبیه تو ... می بینی : باز هم فاصله کم نیست...
چه فرقی می کند مرا علامت سوال بنویسی ؟ یا علامت تعجب! مهم دستان توست چه روی کاغذ چه در دستان من که جای نمی گیرد ... . ؟ تمام این سوال به جمله ی بعدی ربط دارد : از دور می آیی و نمی نشینی کنار من تمام مسئله یک دیوار است و یک ... بی نشانیت موج می زند در کاغذ برگرد و این بار قدم را روی دستان من بگذار تمام انگشتانم برای تو بند هایم ناخن ها تا خون برای تو پراکنده که باشی در ذهن ، در دست تغییر می کنی در لایه های این شعر گاهی سوالی گاهی ... پاسخ بده این علامت را روی سرم راه می رود می روی روی خط که راه قطار می شوند کلمات برای سوت کشیدنت ... بیا و این بار وداع را سر نده درون ایستگاه یا روی کاغذ...
عکس از مرتضا ابراهیمی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 2:41 توسط مرتضا ابراهیمی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آذر 1386 آبان 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 |
|
RSS
|