![]() |
![]() |
|
| برگهای خارج از دفتر |
|
تمام این شعر اشتباه است
اشتباه من اشتباه یعنی من ... بخوان: خود آزارگی از هیچ تو کنار خون قدم بزن بزن به روی صورتم و دستهات کم نشد شبی برای شعر نیز کنار هم نمی روی و هم نمی روی کنار وهم می بینی همیشه تو می بخشی.... شبی برای شعر نیز شبی برای شعر غم شبی برای شعر تو شبی برای شعر... کم می شوی و واژه ها را طلب من... می کنم و نمی یابمت در این جمله یا آن جمله کدام جمله برای تو نقاشی شده کدام طرح برای تو نقش نقش خودت را که بازی کنی ، من محو می شوم کنار خیال مرا محو می کنی با انگشتان مدادیت سایه روشن... سایه زن مرا زن مرا سایه زن درون شب یا زیر نور ماه/ درون روز یا کنار فانوس فرقی نمی کند من روی چهار پایه نشسته ام طرح بزن مرا از هر زاویه که دوست داری سایه ام پشت سر از نگاه تو چون/ تو خورشید /چون/ تو منبع نور شبی تمام حروف در جلوام نشسته اند خاک خورده انگشتانم صدا می دهند و تو زاده می شوی در صفحه ی روبرو...
عکس از مرتضا ابراهیمی |
|
+ نوشته شده در
جمعه یکم تیر 1386ساعت 9:53 توسط مرتضا ابراهیمی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آذر 1386 آبان 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 |
|
RSS
|